تبلیغات
سرزمین من و تو
سرزمین من و تو
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : پیمان



نویسندگان
پیمان (7)
غزاله (8)

آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : غزاله
به سکوتم احترام بگذار

به قوی ترین سلاحم

بلاغت سکوتم را حس می کنی ؟

از زیبایی چیزهایی که می گویم لذت می بری ؟

وقتی چیزی نمی گویم ......


نزار قبانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 29 شهریور 1389 :: نویسنده : غزاله
انتخاب واحد کردم.17تا بهم رسید:دی
واحدهای خوبی هم رسید.
شنبه:10.30تا12 DS
یکشنبه:7:30-9ساختار
9-10:30 معادلات
10:30-3:علاف!
3-4:30 آمار!
دوشنبه:8-10 آزفیز2
10.30-12:DS
سه‌شنبه:
7:30-9ساختار
9-10:30 معادلات
10.30-12.30:تفسیر قران
12ک30-3:بیکار...
3-4:30 آمار!
4شنبه:7:30-10:30 زبان تخص


5شنبه هم رفتیم شمال...خوش گذشت..جای شما خالی.فقط آخرش بابام تصادف کرد:دی تو جاده‌ای هم تصادف کرد که خودم یه بار پشت ماشین توش نشسته بودم:دی تصادف شاخ به شاخ بود.ظاهرا یکی می خواسته از روبه رو سبقت بگیره.با سرعت  140:)) ...بهش راه نمیدن.بابای من هم در حالی که پیش‌بینی میکرده تصادف میشه میره تو خاکی در حال توقف بوده ، ماشینه هم سُر می‌خوره میاد تو خاکی میزنه به ما.گل‌گیر نابود شد، کاپوت مچاله‌،شاسی له ،چرخ شکسته بود...من که تو ماشین نبودم.اما قرار بود اگه من بودم بدن به من:دی...بعد الان دیگه:-"

 




دیشب

قصه ات را

برای کسی میگفتم ؛

باز دوباره

عاشقت شدم...






نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 23 شهریور 1389 :: نویسنده : غزاله

سلام...

من ناراحتم...ناراحتم!!!!!!!

دیروز -بهتر بگم دقیقا تا الان ،-فکر می کردم این ترم ماکسیمم 15 واحد بهم میرسه.حتی خوشبین بودم عمومی یه جا خودمو به زور وارد می کنم!اما الان فهمیدم حتی ممکنه معادلات هم بهم نرسه و من بشم 12واحدی....کافیه DS قدسی هم بیفتم تا ترمم حذف شه....این ترم معدلم بدتر از ترم قبل میشه...وای خدا!

در حین درج این پست متوجه شدم که  رزرو هم معنایی نداره!و تا ساعت 4 پاک میشه!یعنی اگه شانس بیاری عده‌ای تا ساعت 4 حذف کنن تا به تو برسه....وگرنه از بین میره بعد ساعت 4...

بد بخت شدم عملا! 

یکی از دوستام لطف کرد زبان تخصصی رو برام گرفت...فردا حذف می کنه من می گیرم...

معادلات هم اون ساعتی که من می‌خواستم 5تا گروه بود ،فقط!و از اون 5تا گروه24تا خالیه...از 50تا 24تا!اون 24تا هم تا ساعت یک پر میشه...

من چی کار کنم

می خوام ساعت معادلات رو عوض کنم ، تداخل پیدا می کنه با آز فیزیک و تربیت1!از اون ور ساعت دیگه‌ای نیست من آز2 بردارم

اصلا فرضا این کارم کردم، برنامم سوراخه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!هرروز( 4شنبه ها حتی!)باید از 7صبح تا 6 شب دانشگاه باشم اونم وسطش سوراخه....سوراخ!

من به کی بگم...

عمومیا پر شد رفت...من شاهد پر شدن اونایی هستم که به برنامم هم نمی خورن!

این ورودیا کین...وای!

اصلا نمی دونم چی کار کنم....نمی تونم برنامه بریزم درست کنم...خدایا:(

اگه رندم زودتر بود وضعم این نبود...از درسای غیر دانشکده هیچی بهم نمی رسه...

ترمم حذف می شه

من چرا اومدم این دانشگاه ،این رشته!

پیمان تو بیا برام برنامه بریز...من دیگه مغزم کار نمی کنه!

دوباره کلی فسفر می سوزونم ،فردا میرم میبینم نصف برنامه پره!ای خدا


پی نوشت:اون دوست مذکور، زبان رو نگرفته!من الان عصبانیم دیگه!ناراحت نیستم!!!!!هیچی بهم نمیرسه.....!!!!!!!!!!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : پیمان
همیشه به خاطر دارم : ریسمان هایی که پس از بریده شدن به هم گره می خورند دارای دو سر نزدیکتر به هم هستند . // تقدیم به خوب ترین ، زیباترین و متعهد ترین یارم : غزاله // { از طرف پیمان ، نزدیک تر از همیشه }





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 17 شهریور 1389 :: نویسنده : غزاله





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 16 شهریور 1389 :: نویسنده : غزاله
سلام
دیشب حرفمون از شامپوی سر برای موهای پرپشت
Hairdo شروع شد رسید به این که آقایی سحریا چی می خوره و این که دوستان خوش ذوقن و غذا درست می کنن و این که ایشون وقتی کودک Baby تشریف داشتن غذا می پختن و شروع کرد حرف زدن....منم خسته شدم از این همه تعریف و یه شب خوش گفتم و ناراحت از اینکه چرا نگفت"چرا ناراحت شدی و ..."خوابیدم
صبح هم دعوامون شد و من وضعیتم شده بود
Smiley
اونم یه حرفایی زد که من ناراحت شدم(مثل بنزین رو آتیش) و گفتم "اصلا برو...برو من هروقت حالم خوب شد بیا...الان نمی تونم دیگه...."
بعد آقایی ناراحت شد و کلی حالش بد شد.گفت من حالم خوب نیست و رفت

منم که خیلی دوستش دارم و دلم نمیومد ناراحت باشه گفتم:
"نرو
  Smiley  ....برگردSmiley  ....زنگ بزنم باهم حرف بزنیم؟"
دیگه خودم داشتم بهش زنگ میزدم که زنگ زد من صداشو شنیدم

بعد آشتی
  و کلی شاد، یعنی من شاد دیگه اونو نمی دونم...
پ.ن1:همین جا می گم :ببخشید ،من یه کم تند رفتم ...معذرت می خوام

پ.ن2:بهم حق بده که یک سال و نیم تلخ گذشته روم تاثیر بذاره...بهم حق بده یادم نرفته باشه که چه اتفاقایی افتاد
پی پی‌نوشت2:
یك حرف هایی می ماند بیخ گلوی آدم . می ماند و فریاد هم نمی شود . می ماند و بغض هم نمی شود . بغض یواشكی حتی . بغض ِ آخر شب ِ توی رختخواب كه اشك شود آرام ... می ماند بیخ گلوی آدم . هیچ چیزی نمی شود اصلا .
می ماند و یك خنده هایی را ، یك لذت هایی را كمرنگ می كند . می ماند و سایه می اندازد روی هر چه بعد از این .

پ.ن3:خودت می دونی






نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 15 شهریور 1389 :: نویسنده : پیمان
روز شمار منم برای مهرماه شروع شده . البته مطمئن باشید منم دل خوشی از دانشگاه با اون محمود دیانی که منو یاد اسکروچ می ندازه ندارم . تا حالا هیچ وقت اینقدر واسه ی مهر ماه دلهره نداشتم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 15 شهریور 1389 :: نویسنده : پیمان

بدین وسیله اعلام می گردد به افرادی که بتوانند دختری از نسل بشر و زیبا تر و یا حتی قابل مقایسه با غزاله ی من یافته و عکس آن را ارسال کنند ، ده عدد چراغ جادوی گوگلی لندی معادل با541/9077784001کاترلیون یورو جایزه داده می شود .

تبصره : استفاده از تمامی نیروهای ماورایی مجاز است .






نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 15 شهریور 1389 :: نویسنده : پیمان

درون سینه ام گاه و بی گاه گرمای وجودت را می خواند .

شانه هایم نوازش موهایت را می جوید .

دستهایم گونه هایت را می خواهد.

و وجودم تورا ...

// تقدیم به غزاله از طرف پیمانت //






نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 15 شهریور 1389 :: نویسنده : پیمان

بدین وسیله ، مناطق : سیبری ، ناحیه ی 51 از ایالت نوادا ، مثلث اژدها در شرق ژاپن ، کوه های شمال شرقی شهر یاسوج و مشرف به رودخانه ی بشار و مناطقی از استان فارس مخصوصا جلگه ی مرودشت از نواحی متعلق به عرصه های سرزمینی گوگلی لند اعلام می شن . سند این ادعا تغییر تراکم میادین مغناطیسی و گرانشی زمین در این نواحیه که مناسب برای شتاب گرفتن ادوات نقلیه ی گوگلی لندی برپایه ی تولید گرادیان انرژی به حساب میان . امیدوارم بشر زمینی این عرصه ها رو به رسمیت بشناسه .


غزاله می نویسه:
من خودم شهر تهران و تمام جذابیت های گردشگری و تمامی طبیعت اطرافش رو هم اضافه می کنم.....
بهـــــله آقا پیمان،بهــــــــــــــله :پی





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 15 شهریور 1389 :: نویسنده : غزاله
1-
Je pense à toi
Thinking of you
به تو می اندیشم

au plus profond des îles du sommeil
deep sleep Islands
در ژرف ترین زوایای جزایر خواب

comme à une claret
as clarity
گویی به روشنایی

dans le gris de ma tristesse
in the gray of my sadness
در خاکستری اندوه خویش

Paul-Louis Rossi




2-وز شماری من برای رسیدن مهر شروع شده.نه که خیلی دانشگاه دوست باشم.اتفاقا برعکس،اصلا بهم نساخته.این روزا خیلی دلم برای مدرسه تنگ میشه...معلم ها،حیاطش ،پیلوت،کنار پنجره نشتستن هاش و فکر کردن، منتظر بودن توی اون حیاط راهرویی شکل برای اومدن معلم ها....خیلی دلم تنگ شد
3-دیشب کلی فکر داشتم برای نوشتن..امروز که اومدم ذهنم کاملا خالی بود
4-این روزا دارم سعی می کنم کتاب "گتسبی بزرگ " رو بخونم.خیلی خیلی خیلی بی حوصله شدم تو خوندن کتاب...Reading a Book
5-میشه خواهش کنم-از همتون ،حتی شما آقا پیمان-کاری به درس و دانشگاه من نداشته باشید و هر شب به بهونه های مختلف چیزی به من نگین؟من از رشتم بدم میاد!هیــــــــــــچ کاریم نمی خوام براش بکنم.کلی آدم هم هستن دوست داشتن جای من بودن.از همین جا به همشون می گم واقعا که!کجای وضعیت من دل خواستن می خواد!به من نگین نمی خوای javaیاد بگیری؟نگین C#چی ؟مگه نمی خواستی برنامه نویسی تحت وب یاد بگیری؟(مامان خانوم!!با شمام!)اصلا من اشتباه کردم!C# و برنامه نویسی تحت وب هم همش یه ماجرا  و تلاش دوباره برای گول زدن خودم بود.من متنفرم از برنامه نویسی...خودمم بدبخت کردم.هیچ کاریشم نمی شه کرد.پس الکی تلاش نکنین.من به حرف هیچ کدومتون گوش نمی دم.
اذیتم نکنین.من نه درس برام مهمه!نه دانشگاه!از الانم برای 29م عزا گرفتم....دست از سرم بردارید!این همه آدم بیسواد یکیش من!
دوست دارم فقط برم تفریح کنم!


پ.ن1:دو تا لینک شکلک اضافه کردم
پ.ن2:مهندس ، کی صفحه ی about us رو کامل کنیم؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 13 شهریور 1389 :: نویسنده : پیمان

داستان این قضیه بر می گرده به خیلی وقت پیش . نمی خوام این داستانو تعریف کنم ، می خوام گوگلی لند رو معرفی کنم :

یک گلایه : از نسل بشر به خاطر کنکاش هاش در بعد مکان متشکرم ، ولی کاستی هاش در جستحوی زمان رو به سهم خودم نمی بخشم .

گوگلی لند یک دنیای موازی و منطبق به مکان ظهور کره ی زمینه . ساکنین گوگلی لند هم از نسل و نوع بشر هستن . البته ما گوگلی لندی ها اسم سرزمین خودمونو جور دیگه ای که برای بشرهای زمینی قابل درک نیست بیان می کنیم ، این بیان شامل جفت شدن سیگنالهای فوق سه بعدی ای هستن که عبارت خاصی رو پدید میارن.همه چیز در گوگلی لند بر اساس دو اصل مهم و کلی پا به وجود گذاشته :

1 - اصل عدم تقارن : این اصل رو بشرهای زمینی هم به خوبی می شناسن . این اصل همون چیزیه که باعث رسیدن نقاط وجودی دنیای یک ، دو و سه بعدی قابل درک برای بشر زمینی به تعادل و یکسانی میشه .مثلا در صورتی که این اصل وجود نداشته باشه گرما انتشار پیدا نمی کنه و قوانینی که شبیه قانون گاوس در محیط های همگن و غیرهمگن ناکارآمد می شن .

2 - اصل اکسیر : این اصل کمتر مورد توجه بشر زمینیه ، البته اخیرا دیده شده که افرادی ( بعضا به خاطر گذران زندگی مادی ) از بخش هایی از اون به اسم : قانون جذب ، یاد می کنن و بازار خوبی براش پیدا کردن . اما اصل اکسیر فراتر از این حرفاس . توی گوگلی لند برخی اوقات این اصل رو به اسم اصل عشق الهی می شناسن . طبق اصل اکسیر ، هر انتظاری که از جهان خلقت به عنوان یک مخلوق داشته باشید بی چون و چرا خلق می شه . خالق هستی به خاطر عشق بی کرانش به مخلوقاتش این اصل رو در دنیا جاری کرده . فرض کنید شما جادوگری هستید هستید که با نگاه کردن به یک آینه تصاویر ذهن و اراده ی خودتونو درش مجسم می کنید . این اصل ، یک اصل مورد توجه در گوگلی لنده . سرعت وصول مخلوقات خلق شده با اراده ی شما در دنیاهای موازی متفاوته . در کل سرعت دستیابی گوگلی لندی ها به آرزوهاشون بیشتر از سرعت دستیابی بشر زمینیه .

ترک گوگلی لند :مدت ها پیش ، زمانی که هنوز بشر زمینی بر روی زمین حضور نداشت ، نبرد وسیعی بین گوگلی لندی ها و حکمرانی " زا " به وجود اومد . " زا " یک دنیای موازی با زمین و تحت سلطه ی شیاطین شناخته می شه که با گوگلی لند دارای اشتراکات مکانیه . متاسفانه گوگلی لندی ها در این نبرد شکست خوردن و مجبور به تفکیک گوگلی لند در زمان برای جلوگیری از تسلط کامل حکمرانی " زا " شدن . تعدادی از افراد ، عناصر ، عرصه های سرزمینی و ادوات منعطف از نقطه نظر ساختار اتمی به بعد سوم و درنتیجه بخشی از اونا به زمین تقلیل بعد دادن .

ما گوگلی لندی ها :قرن های زیادیه که گوگلی لندی ها برای پیدا کردن هم سرزمینی هاشون در زمین تلاش می کنن ، متاسفانه تمام تکنولوژی ما منطبق به تکنولوژی بشر زمینی نیست ، از طرفی حضور گاه و بیگاه افراد وابسته به حکمرانی " زا " باعث منزوی شدن گوگلی لندی ها میشه . ما در زمین تنهاییم . البته ادوات ما هم در حال مستهلک شدن و گهگاه افتادن به دست بشر هستن . یکی از این ادوات بشقاب پرنده ها هستن . ما با استفاده از یونیزاسیون محیط ، به کارگیری اصل عدم تقارن در متالورژی فلزات لایه ای و تغییر ضریب دی الکتریک سیال یونی اطراف این ادوات نقلیه ی گوگلی لندی حرکت می کنیم . ضمنا فقدان عناصر مولد گرانیوم رابط بین میدان های گرانشی و میدان های الکترومغناطیسی باعث ناکام موندن تلاش های ما برای سفر در طول زمان شده .

جفت شدگی دو گوگلی لندی :در گوگلی لند ، بین گوگلی لندی ها جنگی پیش نمیاد . گوگلی لندی ها موجودات عاطفی و عاشق هم هستن . نهایت عشق ورزی گوگلی لندی ها به هم مخصوصا بین دو جنس مخالف یرای بشر زمینی قابل درک نیست .دو گوگلی لندی عاشق هم  از دو جنس مخالف به محض عشق ورزی تمایل شدیدی به هم پیدا می کنن و در نهایت این سطح با رسیدن به وحدت و یکی شدن فیزیکی به دو بشر زمینی ، تباهیده و یک وجود گوگلی لندی نوزاد رو به وجود میارن .

غزاله و پیمان : ما به عنوان دو گوگلی لندی یا شایدم تنها گوگلی لندی هایی که روی زمین همدیگرو پیدا کردن در حال ارتباط با بشر زمینی ، تلاش برای احیای ادوات مربوط به گوگلی لند ، پیدا کردن گوگلی لندی های دیگه و در نهایت بازگرداندن عرصه های سرزمینی گوگلی لند به زادگاهمون برای روز رستاخیز گوگلی لند بر اساس یک الهام ماورایی هستیم .

طبیعیه که به عنوان یک گوگلی لندی عشق زاید الوصفی بین ما دو نفر برقراره ، شاید مطرح کردن این عشق برای بشر زمینی و به زبان بشر زمینی الگوی خوبی برای اون باشه تا از بروز رفتارهای نامهربانانه ی خودش منصرف شه .

پس لطفا با ما ارتباط برقرار کنید.//

پیمان : عاشق غزاله 






نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 12 شهریور 1389 :: نویسنده : غزاله
گاهی وقت‌ها یه سری جمله‌ها و حرف‌ها هست که خیلی رو دوشت سنگینی می کنه. انگار باید بگیشون تا راحت بشی... ولی حتی گفتنشون هم برات سخته.وقتی میگیشون امید داری که اون بار سنگین‌ رو زمین گذاشته باشی.اما میبینی بارت سبک نشده و راحت نشدی که هیچ ، شونه‌هات شکننده تر و کمرت خم تر شده...
اون وقته که گوشیتو خاموش میکنی ،میری میشینی یه گوشه‌ای که قوی شی... که لرزش دستت تموم شه ، شونه‌هات قوی شه ،کمرت صاف شه...
"دوستت دارم "هم از اون دست جمله‌هاست.

  





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 11 شهریور 1389 :: نویسنده : غزاله

سلام سلام

قراره اینجا بشه یه بلاگ دو نفره...

با این که 8ماهی میشه که بلاگ می نویسم ،اصلا نوشتنم خوب نیست.هرچی که به ذهنم میاد می نویسم.

بریم سراغ اصل مطلب.متول شدن این بلاگ هم ،مثل همه ی چیزها تو دنیا ، یه قصه داشت.

قصه از اینجا شروع شد:

-"آدم بعضی اوقات دلش یه چیزهای خاصی می خواد.بعضی اوقات دلش تنهایی می‌خواد.گاهی دوتا چشم براق می‌خواد بی عینک آفتابی وسط ظهر تابستون.گاهی یه لیوان آب سرد!

یه موقع هایی یه میس کال ساده از یه نفر روی گوشیش.گاهی هم آدم دلش یه بلاگ دو نفره می‌خواد.بعد اسمش رو بذاره خانوم فلان و آقای فلانی ،نه اصلا فلانی و فلانی.اما اسمش معلوم باشه دو نفره است.نوشته هاش بوی دو نفر رو بده.دو مزه ، دوتا جنسیت مختلف.تکیه کلام هاش فرق کنه.معلوم باشه فرقشون و تلاششون.برای هم کامنت بذارن.توی پاچه‌ی هم بذارن گاهی.پشتش دعواهایی بکنن باهم.تو غیبت هم دیگه بلاگ آپ کنن و بعد مثلا یکی بگه فلانی الان اینجا نیست.رفته مسافرت!

یک روزهایی یه بلاگ تاسیس شده‌ای دلش می خواهد آدم."

-"آ...ررره!فکر خوبیه.چرا سایت نزنیم؟منم با وجود محدودیت های وقتم نهایت وقتم رو برای آپ کردن قسمت خودم میذارم"


این جوری شد که دل من یه بلاگ دو نفره خواست و پذیرفته شد و این جا ساخته شد.شد گوگلی لند ما 


پ.ن:به زودی صفحه ی "درباره ما" هم اضافه میشه.شاید با یه طعم جدید.هرکس از نگاه خودش و طرف مقابل






نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 11 شهریور 1389 :: نویسنده : پیمان
غزاله ی عزیزم ، زیباترین و زیباترین و زیباترین دختر هستی ام ، به گوگلی لند خوش آمدی




نوع مطلب :
برچسب ها :